واژگان مرتبط با سلامتی و بیماری (Health and Illness Vocabulary)

مقدمه آموزش و آگاهی در زمینه سلامت و پزشکی نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی افراد دارد. آموزشگاه زبان هیربدمهر با ارائه دوره‌های تخصصی، به یادگیری زبان و افزایش دانش عمومی کمک می‌کند. در دنیای پزشکی، آشنایی با واژگان مرتبط با سلامتی و بیماری (Health and Illness Vocabulary) می‌تواند درک بهتری از مراقبت‌های بهداشتی و […]

واژگان مرتبط با سلامتی و بیماری (Health and Illness Vocabulary)

فهرست محتوا

جدیدترین مقالات

مقدمه

آموزش و آگاهی در زمینه سلامت و پزشکی نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی افراد دارد. آموزشگاه زبان هیربدمهر با ارائه دوره‌های تخصصی، به یادگیری زبان و افزایش دانش عمومی کمک می‌کند. در دنیای پزشکی، آشنایی با واژگان مرتبط با سلامتی و بیماری (Health and Illness Vocabulary) می‌تواند درک بهتری از مراقبت‌های بهداشتی و روش‌های درمانی فراهم کند. این مقاله با بررسی مفاهیم کلیدی سلامت، از پیشگیری تا درمان، شما را با اطلاعات ارزشمندی آشنا می‌سازد. با افزایش سطح آگاهی، می‌توان تصمیمات بهتری در حوزه سلامت گرفت. همراه ما باشید تا نقش آگاهی در بهبود سبک زندگی را بهتر بشناسید.

واژگان پایه‌ای مرتبط با سلامتی و بیماری‌ها

آشنایی با واژگان پایه‌ای سلامت و بیماری‌ها برای درک بهتر مسائل پزشکی ضروری است. اصطلاحاتی مانند سلامت، بیماری، پیشگیری، درمان، علائم، تشخیص و مراقبت‌های بهداشتی به افراد کمک می‌کنند تا با مشکلات سلامتی بهتر مواجه شوند. شناخت این مفاهیم نه‌تنها فرآیند ارتباط با پزشکان را آسان‌تر می‌کند، بلکه در مواقع اضطراری نیز تصمیم‌گیری‌های بهتری را ممکن می‌سازد. همچنین، آگاهی از عوامل تهدیدکننده سلامت مانند ویروس‌ها و استرس‌های محیطی، به پیشگیری و حفظ تندرستی کمک می‌کند. یادگیری این اصطلاحات می‌تواند به افزایش کیفیت زندگی و بهره‌مندی بهتر از خدمات درمانی منجر شود.

اصطلاحات رایج پزشکی در زبان انگلیسی

  1. Diagnosis (تشخیص) – فرآیند شناسایی یک بیماری یا مشکل پزشکی بر اساس علائم، معاینات فیزیکی، و آزمایش‌های پزشکی. تشخیص صحیح اولین و مهم‌ترین گام در شروع درمان است.
  2. Treatment (درمان) – مجموعه‌ای از روش‌ها و مداخلات پزشکی که برای بهبود یا مدیریت یک بیماری استفاده می‌شود. درمان می‌تواند شامل دارودرمانی، جراحی، فیزیوتراپی یا روش‌های جایگزین باشد.
  3. Symptoms (علائم) – نشانه‌ها یا تغییرات جسمی و روحی که نشان‌دهنده وجود یک بیماری یا مشکل پزشکی هستند. مثال‌هایی از علائم رایج شامل تب، سرفه، درد، و خستگی می‌شوند.
  4. Medication (دارو) – موادی که برای درمان، کاهش علائم یا پیشگیری از بیماری‌ها استفاده می‌شوند. داروها می‌توانند به صورت قرص، کپسول، شربت، تزریقی یا موضعی تجویز شوند.
  5. Prescription (نسخه پزشکی) – دستوری که پزشک برای بیمار می‌نویسد و شامل نوع، دوز و مدت مصرف دارو است. بدون نسخه، بسیاری از داروهای قوی را نمی‌توان از داروخانه تهیه کرد.
  6. Surgery (جراحی) – یک روش درمانی که شامل برش، تغییر یا برداشتن بخشی از بدن برای درمان بیماری، ترمیم آسیب یا بهبود عملکرد عضو مورد نظر است. جراحی ممکن است به روش‌های باز یا لاپاراسکوپی انجام شود.
  7. Emergency (اورژانس) – شرایطی که نیاز به مراقبت فوری پزشکی دارد، مانند حمله قلبی، تصادفات شدید یا مشکلات تنفسی. اورژانس‌های پزشکی می‌توانند در بیمارستان، آمبولانس یا مراکز درمانی فوری مدیریت شوند.

نام بیماری‌های شایع به انگلیسی و فارسی

 

English

فارسی

Description

Cold

سرماخوردگی

A mild viral infection affecting the respiratory system, causing symptoms like runny nose, cough, and sore throat.

Flu

آنفولانزا

A more severe viral infection than a cold, leading to fever, body aches, fatigue, and cough.
Diabetes

دیابت

A chronic disease where blood sugar levels are too high due to insulin production or utilization issues.
Hypertension

فشار خون بالا

A condition where blood pressure in the arteries remains consistently high, increasing the risk of heart disease.
Cancer

سرطان

A group of diseases involving abnormal cell growth that can invade or spread to other parts of the body.
Asthma

آسم

A chronic respiratory condition causing difficulty in breathing due to airway inflammation and narrowing.
Heart Disease

بیماری قلبی

A broad term for conditions affecting the heart, including coronary artery disease and heart attacks.
Depression

افسردگی

A mental health disorder characterized by persistent sadness, loss of interest, and emotional distress.

عبارات کاربردی برای بیان علائم بیماری

در مواقع بیماری، دانستن عبارات کاربردی به زبان انگلیسی می‌تواند در ارتباط با پزشک و دریافت درمان مناسب بسیار مفید باشد. این جملات به شما کمک می‌کنند تا علائم خود را به‌طور دقیق و واضح بیان کنید.

I have a headache.

معنی: من سردرد دارم.

I feel nauseous.

معنی: احساس تهوع دارم.

I’m coughing a lot.

 معنی: زیاد سرفه می‌کنم.

I have a sore throat.

معنی: گلویم درد می‌کند.

I’m short of breath.

معنی: نفس کم می‌آورم.

واژگان مرتبط با مراقبت‌های بهداشتی و پزشکی

آشنایی با واژگان مرتبط با مراقبت‌های بهداشتی و پزشکی به افراد کمک می‌کند تا در موقعیت‌های درمانی، نیازهای خود را بهتر بیان کنند و ارتباط موثری با پزشکان و پرستاران داشته باشند. این اصطلاحات در درک بهتر روند درمان و دریافت مراقبت‌های مناسب نقش مهمی ایفا می‌کنند.

Healthcare

 مراقبت‌های بهداشتی

Medical treatment

درمان پزشکی

Doctor

پزشک

Nurse

پرستار

Hospital

بیمارستان

Prescription

نسخه پزشکی

Diagnosis

تشخیص بیماری

Symptoms

علائم بیماری

Recovery

بهبودی

Preventive care

مراقبت‌های پیشگیرانه

اصطلاحات مرتبط با داروها و نسخه‌های پزشکی

آشنایی با اصطلاحات مرتبط با داروها و نسخه‌های پزشکی به بیماران کمک می‌کند تا داروهای خود را به درستی مصرف کرده و اطلاعات دقیقی درباره نحوه استفاده و عوارض جانبی آن‌ها داشته باشند. در ادامه، برخی از رایج‌ترین اصطلاحات پزشکی مربوط به داروها در قالب جدول آورده شده است:

اصطلاح انگلیسی (English Term)ترجمه فارسی (Persian Translation)توضیحات فارسی (Persian Description)توضیحات انگلیسی (English Description)

Medication

داروماده‌ای که برای درمان، پیشگیری یا بهبود بیماری‌ها استفاده می‌شود.

A substance used to treat, prevent, or improve a disease.

Prescription

نسخه پزشکیدستوری که پزشک برای تجویز دارو ارائه می‌دهد و شامل نام دارو، مقدار و روش مصرف است.

A doctor’s written order for medication, including the name, dosage, and instructions.

Dosage

دوز دارومقدار مشخصی از دارو که باید در یک زمان معین مصرف شود. دوز مناسب بسته به شرایط بیمار و نوع دارو متفاوت است.

The specific amount of medicine to be taken at a given time, depending on the condition and drug type.

Side effects

عوارض جانبیواکنش‌های ناخواسته بدن به مصرف یک دارو، مانند سرگیجه، تهوع یا خواب‌آلودگی.

Undesired reactions of the body to medication, such as dizziness, nausea, or drowsiness.

Refill

تمدید نسخهدریافت مجدد دارو بدون نیاز به نسخه جدید، معمولاً در صورتی که پزشک اجازه داده باشد.

Getting the same medication again without a new prescription, if allowed by the doctor.

Tablet

قرصدارویی که به‌صورت جامد و فشرده تولید شده و معمولاً از طریق دهان مصرف می‌شود.

A solid, compressed form of medicine usually taken orally.

Capsule

کپسولدارویی که در یک پوسته ژلاتینی قرار دارد و معمولاً سریع‌تر از قرص در بدن جذب می‌شود.

A gelatin-coated medicine that dissolves quickly in the body for faster absorption.

Ointment

پماددارویی نیمه‌جامد که به‌صورت موضعی روی پوست استعمال شده و برای درمان مشکلات پوستی استفاده می‌شود.

A semi-solid medication applied to the skin to treat skin conditions.

Injection

تزریقروشی برای رساندن دارو به بدن از طریق سوزن و سرنگ، معمولاً به‌صورت عضلانی، وریدی یا زیرجلدی.

A method of delivering medicine into the body using a syringe, often through muscles, veins, or under the skin.

Antibiotic

آنتی‌بیوتیکدارویی که برای درمان عفونت‌های باکتریایی استفاده می‌شود و باکتری‌های مضر را از بین می‌برد.

A type of medicine used to treat bacterial infections by killing harmful bacteria.

واژگان مرتبط با اعضای بدن و عملکرد آن‌ها

آشنایی با واژگان مرتبط با اعضای بدن و عملکرد آن‌ها به افراد کمک می‌کند تا در هنگام مشکلات پزشکی، علائم خود را دقیق‌تر بیان کرده و درک بهتری از وضعیت سلامتی‌شان داشته باشند. این دانش همچنین در یادگیری آناتومی بدن و نحوه عملکرد سیستم‌های مختلف آن بسیار مفید است.

 

اصطلاح انگلیسی (English Term)ترجمه فارسی (Persian Translation)توضیحات فارسی (Persian Description)توضیحات انگلیسی (English Description)
Heartقلبپمپاژ خون به سراسر بدن و تأمین اکسیژن و مواد مغذی برای سلول‌ها.Pumps blood throughout the body, supplying oxygen and nutrients to cells.
Lungsریه‌هاانجام فرآیند تنفس، جذب اکسیژن و دفع دی‌اکسیدکربن از بدن.Perform the process of breathing, absorbing oxygen, and expelling carbon dioxide.
Brainمغزکنترل فعالیت‌های بدن، پردازش اطلاعات و هماهنگی حرکات.Controls body functions, processes information, and coordinates movements.
Liverکبدتصفیه خون، متابولیسم مواد مغذی و تولید صفرا برای هضم چربی‌ها.Filters blood, metabolizes nutrients, and produces bile for fat digestion.
Kidneysکلیه‌هاتنظیم تعادل مایعات بدن، تصفیه خون و دفع مواد زائد از طریق ادرار.Regulate body fluids, filter blood, and remove waste through urine.
Musclesعضلاتایجاد حرکت، پشتیبانی از بدن و کمک به عملکردهای حیاتی مانند تنفس.Enable movement, support the body, and assist in vital functions like breathing.
Bonesاستخوان‌هاحمایت از ساختار بدن، محافظت از اندام‌های حیاتی و تولید سلول‌های خونی.Provide structural support, protect vital organs, and produce blood cells.
Nervesاعصابانتقال پیام‌های عصبی بین مغز و سایر قسمت‌های بدن برای هماهنگی عملکردها.Transmit nerve signals between the brain and body for coordination.
Circulationگردش خونانتقال اکسیژن، مواد مغذی و سلول‌های ایمنی به بخش‌های مختلف بدن.Delivers oxygen, nutrients, and immune cells throughout the body.
Digestionهضمتجزیه غذا، جذب مواد مغذی و دفع مواد زائد از بدن.Breaks down food, absorbs nutrients, and eliminates waste.

 

اصطلاحات مرتبط با معاینات و آزمایش‌های پزشکی

آشنایی با اصطلاحات مرتبط با معاینات و آزمایش‌های پزشکی به بیماران کمک می‌کند تا درک بهتری از فرآیندهای تشخیصی و درمانی داشته باشند. این دانش باعث می‌شود که افراد بتوانند اطلاعات دقیق‌تری در مورد وضعیت سلامتی خود دریافت کنند و در هنگام مراجعه به پزشک، بهتر علائم و نیازهای خود را بیان کنند.

Physical examination

معاینه فیزیکی

 

Blood test

آزمایش خون

 

X-ray

رادیوگرافی (عکس‌برداری با اشعه ایکس)

 

Ultrasound

سونوگرافی (اولتراسونیک)

 

CT scan

سی‌تی‌اسکن (تصویربرداری مقطعی)

 

MRI (Magnetic Resonance Imaging)

ام‌آرآی (تصویربرداری با تشدید مغناطیسی)

 

Biopsy

بیوپسی (نمونه‌برداری از بافت بدن)

 

ECG (Electrocardiogram)

نوار قلب (الکتروکاردیوگرام)

 

Endoscopy

آندوسکوپی (مشاهده داخل بدن با لوله مخصوص)

 

Diagnostic procedure

فرآیند تشخیصی

 

عبارات کاربردی در مکالمات با پزشک و پرستار

I have been feeling unwell.

حالم خوب نیست.

I have a persistent cough.

سرفه‌ای طولانی دارم.

Can you explain the treatment?

آیا می‌توانید درمان را توضیح دهید؟

How long will the recovery take?

مدت زمان بهبودی چقدر خواهد بود؟

I need a prescription for my medication.

به نسخه دارویم نیاز دارم.

What side effects should I expect?

چه عوارض جانبی باید انتظار داشته باشم؟

Can I get a second opinion?

آیا می‌توانم نظر دوم بگیرم؟

Is this condition serious?

آیا این وضعیت جدی است؟

واژگان مرتبط با درمان‌ها و روش‌های پزشکی 

Should I avoid any foods or activities?

آیا باید از خوردن یا انجام فعالیت خاصی پرهیز کنم؟

When should I come back for a follow-up?

چه زمانی باید برای پیگیری مراجعه کنم؟

Surgery

جراحی

Therapy

درمان

Medication

دارو

Vaccination

واکسیناسیون

Physiotherapy

فیزیوتراپی

Radiotherapy

رادیوتراپی

Chemotherapy

شیمی‌درمانی

Preventive care

مراقبت‌های پیشگیرانه

Rehabilitation

توانبخشی

Home remedy

درمان خانگی

اصطلاحات مرتبط با اورژانس و فوریت‌های پزشکی

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسی

Emergency

اورژانس

First aid

کمک‌های اولیه

Ambulance

آمبولانس

CPR (Cardiopulmonary Resuscitation)

احیای قلبی-ریوی

Shock

شوک

Bleeding

خونریزی

Fracture

شکستگی

Burn

سوختگی

Choking

اختناق (خفگی)

Cardiac arrest

ایست قلبی

واژگان مرتبط با رژیم غذایی و تغذیه سالم

آگاهی از واژگان مرتبط با رژیم غذایی و تغذیه سالم به افراد کمک می‌کند تا انتخاب‌های غذایی بهتری داشته باشند و از بیماری‌های مرتبط با تغذیه نامناسب پیشگیری کنند. این اصطلاحات به حفظ تعادل در دریافت مواد مغذی، کنترل وزن و بهبود سلامت عمومی کمک می‌کنند.

 

اصطلاح انگلیسیتوضیح انگلیسیترجمه فارسی

Balanced diet

A diet that includes all essential nutrients in the right proportions.

رژیم غذایی متعادل که شامل تمام مواد مغذی ضروری در مقدار مناسب است.

Nutrition

The process of consuming and utilizing food for health.

تغذیه؛ فرآیند مصرف و استفاده از غذا برای حفظ سلامت.

Vitamins

Organic compounds that are essential for body functions.

ویتامین‌ها؛ ترکیبات آلی ضروری برای عملکردهای بدن.

Minerals

Inorganic nutrients needed for body health.

مواد معدنی؛ مواد مغذی غیرآلی که برای سلامتی بدن ضروری هستند.

Fiber

A type of carbohydrate that aids digestion and gut health.

فیبر؛ نوعی کربوهیدرات که به هضم و سلامت روده کمک می‌کند.

Protein

A macronutrient essential for muscle growth and repair.

پروتئین؛ یک درشت‌مغذی ضروری برای رشد و ترمیم عضلات.

Carbohydrates

The body’s main source of energy.

کربوهیدرات‌ها؛ منبع اصلی انرژی بدن.

Healthy fats

Beneficial fats found in foods like nuts, avocados, and fish.

چربی‌های سالم؛ چربی‌های مفیدی که در مغزها، آووکادو و ماهی یافت می‌شوند.

Calories

A unit of energy found in food.

کالری؛ واحد اندازه‌گیری انرژی موجود در غذا.

Portion control

Managing the amount of food consumed per meal.

کنترل اندازه وعده غذایی؛ مدیریت مقدار غذای مصرفی در هر وعده.

 

اصطلاحات مرتبط با سلامت روان و بیماری‌های روانی

سلامت روان به اندازه سلامت جسمی اهمیت دارد و شناخت اصطلاحات مرتبط با آن می‌تواند به درک بهتر مشکلات روانی و روش‌های درمانی کمک کند. این واژه‌ها به افراد کمک می‌کنند تا در صورت نیاز، حمایت حرفه‌ای دریافت کنند.

اصطلاح انگلیسیتوضیح انگلیسیترجمه فارسی

Depression

A mood disorder causing persistent sadness and loss of interest.

افسردگی؛ اختلالی که باعث غم مداوم و از دست دادن علاقه می‌شود.

Anxiety

Excessive worry, fear, or nervousness.

اضطراب؛ نگرانی، ترس یا استرس بیش از حد.

Stress

The body’s response to pressure or challenging situations.

استرس؛ واکنش بدن به فشار یا موقعیت‌های چالش‌برانگیز.

Bipolar disorder

A mental condition with alternating extreme mood swings.

اختلال دوقطبی؛ بیماری روانی با نوسانات خلقی شدید.

Schizophrenia

A severe mental disorder affecting thinking and behavior.

اسکیزوفرنی؛ یک اختلال روانی شدید که تفکر و رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

PTSD (Post-Traumatic Stress Disorder)

A condition triggered by experiencing trauma.

اختلال استرس پس از سانحه؛ حالتی که در اثر تجربه یک حادثه‌ی آسیب‌زا ایجاد می‌شود.

Therapy

Treatment methods for mental or emotional disorders.

درمان؛ روش‌هایی برای بهبود مشکلات روانی یا عاطفی.

Counseling

Professional guidance for personal and psychological problems.

مشاوره؛ راهنمایی حرفه‌ای برای حل مشکلات شخصی و روانی.

Psychologist

A mental health professional specializing in therapy.

روانشناس؛ متخصص سلامت روان که در زمینه درمان فعالیت می‌کند.

Psychiatrist

A medical doctor who diagnoses and treats mental illnesses.

روانپزشک؛ پزشکی که بیماری‌های روانی را تشخیص داده و درمان می‌کند.

واژگان مرتبط با پیشگیری و مراقبت‌های بهداشتی

واژگان مرتبط با پیشگیری و مراقبت‌های بهداشتی به افراد کمک می‌کند تا از بیماری‌ها جلوگیری کرده و سبک زندگی سالم‌تری داشته باشند. این اصطلاحات شامل مفاهیمی مانند واکسیناسیون، غربالگری، بهداشت فردی، مدیریت استرس و رژیم غذایی متعادل می‌شوند که نقش مهمی در حفظ سلامت عمومی دارند.

 

Prevention

پیشگیری

Example: Prevention is better than cure.

مثال: پیشگیری بهتر از درمان است.

Vaccination

واکسیناسیون

Example: Children should receive all recommended vaccinations.

مثال: کودکان باید تمام واکسن‌های توصیه‌شده را دریافت کنند.

Health check-up

معاینه دوره‌ای

Example: I go for a health check-up every six months.

مثال: هر شش ماه یک‌بار برای معاینه دوره‌ای مراجعه می‌کنم.

Screening

اسکرینینگ (غربالگری)

Example: Cancer screening can help detect diseases early.

مثال: غربالگری سرطان می‌تواند به شناسایی زودهنگام بیماری‌ها کمک کند.

Healthy lifestyle

سبک زندگی سالم

Example: A healthy lifestyle includes exercise and a balanced diet.

مثال: سبک زندگی سالم شامل ورزش و رژیم غذایی متعادل است.

Diet

رژیم غذایی

Example: A high-fiber diet is good for digestion.

مثال: رژیم غذایی پر از فیبر برای هضم غذا مفید است.

Exercise

ورزش

Example: Regular exercise reduces the risk of heart disease.

مثال: ورزش منظم خطر بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد.

Stress management

مدیریت استرس

Example: Meditation is an effective method of stress management.

مثال: مدیتیشن یک روش موثر برای مدیریت استرس است.

Hygiene

بهداشت

Example: Personal hygiene is essential for preventing infections.

مثال: رعایت بهداشت شخصی برای جلوگیری از عفونت‌ها ضروری است.

عبارات کاربردی برای توصیف درد و ناراحتی

عبارات کاربردی برای توصیف درد و ناراحتی به بیماران کمک می‌کند تا علائم خود را به‌طور دقیق‌تری برای پزشک شرح دهند. استفاده از اصطلاحاتی مانند sharp pain (درد تیز)، throbbing pain (درد ضربان‌دار) و burning sensation (احساس سوزش) به تشخیص بهتر و ارائه درمان مناسب کمک می‌کند.

 

Sharp pain

درد تیز

Example: I feel a sharp pain in my chest.

مثال: در قفسه سینه‌ام یک درد تیز احساس می‌کنم.

Dull ache

درد مبهم

Example: I have a dull ache in my lower back.

مثال: در قسمت پایین کمرم یک درد مبهم دارم.

Throbbing pain

درد ضربان‌دار

Example: The throbbing pain in my head is getting worse.

مثال: درد ضربان‌دار در سرم در حال بدتر شدن است.

Burning sensation

احساس سوزش

Example: I have a burning sensation in my stomach after eating spicy food.

مثال: بعد از خوردن غذای تند، احساس سوزش در معده دارم.

Stabbing pain

درد مانند چاقو

Example: I suddenly felt a stabbing pain in my side.

مثال: ناگهان در پهلویم یک درد مانند چاقو احساس کردم.

Constant discomfort

ناراحتی مداوم

Example: I have constant discomfort in my joints.

مثال: در مفاصلم ناراحتی مداوم دارم.

Intermittent pain

درد متناوب

Example: I experience intermittent pain in my knee when I walk.

مثال: هنگام راه رفتن، در زانویم درد متناوب احساس می‌کنم.

Cramping

گرفتگی عضلات

Example: I often get cramping in my legs at night.

مثال: شب‌ها اغلب دچار گرفتگی عضلات در پاهایم می‌شوم.

نتیجه گیری

آگاهی از اصطلاحات پزشکی و بهداشتی به افراد کمک می‌کند تا در مواجهه با مشکلات سلامتی تصمیمات بهتری بگیرند و از خدمات درمانی به‌صورت موثرتری بهره‌مند شوند. شناخت بیماری‌ها، داروها و روش‌های درمانی نقش کلیدی در حفظ سلامت و ارتقای کیفیت زندگی دارد. آموزشگاه زبان هیربد مهر با ارائه دوره‌های تخصصی، به علاقه‌مندان این فرصت را می‌دهد تا دانش خود را در زمینه پزشکی و مراقبت‌های بهداشتی افزایش دهند. در دنیای پیچیده امروز، یادگیری این مفاهیم می‌تواند به هر فرد در مدیریت بهتر سلامت شخصی کمک کند. ارتقای دانش پزشکی نه‌تنها به درمان بهتر منجر می‌شود، بلکه راهی برای پیشگیری و بهبود سبک زندگی نیز محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید

مقدمه طبیعت با زیبایی‌ها و شگفتی‌های خود همواره الهام‌بخش زبان و فرهنگ بوده است. از

مقدمه در دنیای تجارت، استفاده از عبارات و اصطلاحات مناسب، کلید موفقیت در ارتباطات حرفه‌ای

مقدمه در این مقاله به بررسی مفاهیم حیاتی و اصطلاحات کلیدی در حوزه‌های مختلف مالی،

سلام زبان‌آموز عزیز

مشاوره و تعیین سطح شما کاملا رایگان است. در اولین فرصت همکاران ما با شما برای تعیین روز و ساعت تعیین سطح تماس می‌گیرند.