معرفی
زمان، یکی از اساسیترین مفاهیم در زندگی روزمره ماست و در زبان انگلیسی نیز نقش مهمی ایفا میکند. اصطلاحات زمانی مانند “Time flies”, “On time vs. In time”, و “Around the clock” نهتنها در مکالمات غیررسمی بلکه در متون رسمی و علمی نیز کاربرد دارند. یادگیری این عبارات نهتنها دایره واژگان شما را گسترش میدهد، بلکه باعث میشود مکالماتتان طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.
در آموزشگاه زبان هیربدمهر، ما به شما کمک میکنیم تا با تسلط بر این اصطلاحات، مانند یک انگلیسیزبان بومی صحبت کنید. در این مقاله، با رایجترین اصطلاحات زمانی آشنا خواهید شد، تفاوتهای ظریف بین آنها را یاد میگیرید و میآموزید که چگونه از آنها در مکالمات خود بهره ببرید. اگر به دنبال یادگیری زبان به شیوهای کاربردی و موثر هستید، آموزشگاه زبان هیربدمهر انتخابی ایدهآل برای شماست!
معرفی اصطلاحات زمانی در زبان انگلیسی
اهمیت اصطلاحات زمانی:
اصطلاحات زمانی به شما کمک میکنند تا زمان دقیق رخدادها را در مکالمات و متون انگلیسی بیان کنید.
اصطلاحات مربوط به گذشته، حال و آینده:
- گذشته: “in the past”, “a while ago”, “formerly”
- حال: “at the moment”, “now”, “currently”
- آینده: “in the near future”, “soon”, “eventually”
بیان مدتزمان
عباراتی مانند “for a long time” و “since last year” برای اشاره به طول مدت یک رویداد استفاده میشوند.
چگونه یاد بگیریم؟
تمرین مداوم و مکالمه در آموزشگاه زبان هیربدمهر به شما کمک میکند تا این اصطلاحات را بهدرستی به کار ببرید و روانتر صحبت کنید.
اهمیت یادگیری اصطلاحات زمانی برای فارسیزبانان
Why are time expressions important in English?
چرا یادگیری اصطلاحات زمانی در انگلیسی اهمیت دارد؟
Because they help express time accurately and improve comprehension.
چون به بیان دقیق زمان و درک بهتر مکالمات کمک میکنند.
How do time structures in Persian and English differ?
تفاوت ساختارهای زمانی در فارسی و انگلیسی چیست؟
In Persian, phrases like “مدتی پیش” (some time ago) or “چند سال آینده” (a few years later) are used generally, but in English, specific phrases like “a while ago” or “in a few years” exist.
در فارسی، عباراتی مانند «مدتی پیش» یا «چند سال آینده» بهطور کلی استفاده میشوند، اما در انگلیسی اصطلاحات مشخصی مانند “a while ago” یا “in a few years” وجود دارند.
What happens if you don’t know these expressions?
اگر این اصطلاحات را ندانید، چه مشکلاتی به وجود میآید؟
t may lead to mistakes in conversations and writing, making it harder for others to understand.
ممکن است باعث اشتباه در مکالمات و نوشتار شود و درک مطلب را دشوار کند.
اصطلاحات رایج با کلمه “Time” در انگلیسی
اصطلاحات مرتبط با “Time” در انگلیسی برای بیان زمان، سرعت، تاخیر یا مدت انجام یک کار استفاده میشوند. دانستن این عبارات باعث میشود مکالمات شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد و در موقعیتهای مختلف بتوانید مفاهیم زمانی را دقیقتر بیان کنید.
Idiom (اصطلاح) | Meaning (معنی) | Example (مثال) |
On time | زمانی که کسی یا چیزی بدون تاخیر اتفاق میافتد. | The train arrived on time. |
In time | رسیدن به جایی قبل از اینکه دیر شود. | We got to the airport just in time. |
Time flies | وقتی زمان خیلی سریع میگذرد. | Time flies when you’re having fun! |
Take your time | توصیهای برای انجام کاری با آرامش و دقت. | Take your time and don’t rush the decision. |
Kill time | انجام کاری برای گذراندن وقت بدون هدف خاص. | We played games to kill time. |
Have a hard time | مواجه شدن با سختی در انجام کاری. | She had a hard time learning French. |
For the time being | در حال حاضر، اما نه برای همیشه. | You can stay here for the time being. |
It’s about time | وقتی چیزی باید همین حالا اتفاق بیفتد. | It’s about time you cleaned your room! |
Run out of time | وقتی وقت کافی برای انجام کاری نداریم. | We ran out of time before we could finish the test. |
Save time | انجام کاری سریعتر برای استفاده بهتر از زمان. | Using shortcuts can save time. |
اصطلاح “Better late than never” و کاربرد آن
اصطلاح “Better late than never” به معنای “دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است”. این عبارت معمولاً برای تشویق افرادی که با تأخیر کاری را انجام دادهاند، به کار میرود و نگرشی مثبت نسبت به زمان دارد.
معنی اصطلاح:
“Better late than never” یعنی حتی اگر دیر اقدام کنیم، باز هم بهتر از این است که هیچوقت آن را انجام ندهیم.
- کاربرد در مکالمه:
هنگامی که فردی با تأخیر کاری را انجام میدهد اما همچنان ارزشمند است.
مثال:
“You finally started learning English? Well, better late than never!”
“بالاخره شروع به یادگیری انگلیسی کردی؟ خب، دیر بهتر از هرگز است!”
- موقعیتهای استفاده:
ر مکالمات رسمی و غیررسمی.
برای تشویق افرادی که به دلیل تاخیر در انجام کاری احساس ناامیدی دارند.
- پیام مثبت این اصطلاح:
نشان میدهد که همیشه فرصت برای پیشرفت و موفقیت وجود دارد.
حتی اگر دیر اقدام کنیم، همچنان میتوانیم به نتیجه برسیم.
معنی و استفاده از “Once in a blue moon”
- Meaning (معنی اصطلاح):
“Once in a blue moon” یعنی “خیلی بهندرت” یا “هر از گاهی”.
این عبارت زمانی استفاده میشود که بخواهیم بگوییم یک اتفاق بسیار کم پیش میآید.
- Origin (ریشه اصطلاح):
این اصطلاح از یک پدیده نجومی نادر گرفته شده است.
Blue Moon زمانی رخ میدهد که در یک ماه تقویمی، دو بار ماه کامل دیده شود.
به دلیل کمیابی این پدیده، اصطلاح “Once in a blue moon” برای رویدادهای غیرمعمول به کار میرود.
- Example in conversation (مثال در مکالمه):
“I go to the movies once in a blue moon.”
“من خیلی بهندرت به سینما میروم.”
- Usage in daily life (کاربرد در زندگی روزمره):
برای توصیف رویدادهایی که خیلی کم اتفاق میافتند.
در مکالمات رسمی و غیررسمی قابل استفاده است.
اصطلاح “Living on borrowed time” چیست؟
- معنی اصطلاح (Meaning):
“Living on borrowed time” یعنی “زندگی کردن در زمانی که انتظار نمیرفت ادامه یابد”.
این عبارت برای توصیف وضعیتهای ناپایدار یا شرایطی که ممکن است هر لحظه به پایان برسد، استفاده میشود.
- کاربرد و موقعیتهای استفاده:
برای افرادی که از یک بیماری سخت جان سالم به در بردهاند.
برای مشاغلی که در آستانه سقوط هستند.
برای فناوریهایی که در حال منسوخ شدناند.
مثال در مکالمه (Example in conversation):
“After surviving that accident, he feels like he is living on borrowed time.”
“پس از زنده ماندن از آن حادثه، او احساس میکند که در زمانی اضافه زندگی میکند.”
کاربرد “In the nick of time” در مکالمات روزمره
- معنی اصطلاح (Meaning):
“In the nick of time” یعنی “در آخرین لحظه” یا “درست سر بزنگاه”.
زمانی استفاده میشود که اتفاقی دقیقاً در لحظهای حیاتی رخ دهد، بهطوری که اگر کمی دیرتر بود، پیامدهای منفی به همراه داشت.
- کاربردهای رایج:
رسیدن به قطار، اتوبوس یا پرواز درست قبل از حرکت.
اتمام یک پروژه دقیقاً قبل از موعد مقرر.
نجات از یک موقعیت خطرناک در لحظه حساس.
- مثال در مکالمه (Example in conversation):
“I caught the train in the nick of time.”
“در آخرین لحظه به قطار رسیدم.”
- چرا این اصطلاح را یاد بگیریم؟
به طبیعیتر و روانتر شدن مکالمات انگلیسی کمک میکند.
موجب میشود ارتباطات با انگلیسیزبانان تأثیرگذارتر و حرفهایتر به نظر برسد.
تفاوت بین “On time” و “In time”
فارسی | English |
معنی: “On time” یعنی دقیقاً در زمان مشخصشده اتفاق بیفتد، بدون تاخیر. | Meaning: “On time” means something happens exactly at the scheduled time, without delay. |
معنی: “In time” یعنی قبل از دیر شدن رخ دهد، اما زمان دقیق مشخص نیست. | Meaning: “In time” means something happens before it’s too late, but without a fixed scheduled time. |
تمرکز روی زمان دقیق و مشخص. | Focuses on precise timing. |
تمرکز روی اجتناب از دیر شدن. | Focuses on avoiding lateness. |
کاربرد برای جلسات، پروازها، برنامههای زمانی و رویدادهای از پیش تعیینشده. | Used for meetings, flights, schedules, and planned events. |
کاربرد برای رسیدن به قطار، جلوگیری از یک اتفاق ناگوار یا استفاده از یک فرصت قبل از بسته شدن. | Used for catching opportunities, avoiding danger, or last-minute actions. |
مثال: “جلسه سر وقت شروع شد.” | Example: “The meeting started on time.” |
مثال: “من دقیقاً بهموقع به ایستگاه رسیدم و قطار را از دست ندادم.” | Example: “I got to the station just in time for the train.” |
چه زمانی استفاده نکنیم؟ اگر زمان دقیق مهم نیست، از “On time” استفاده نکنید. | When not to use? Avoid “On time” when exact timing is not important. |
چه زمانی استفاده نکنیم؟ اگر زمان مشخص و برنامهریزیشده مطرح است، “In time” مناسب نیست. | When not to use? Avoid “In time” when a fixed schedule is required. |
ارتباط با تاخیر: “On time” یعنی هیچ تأخیری وجود ندارد. | Relation to lateness: “On time” means no delay at all. |
ارتباط با تاخیر: “In time” یعنی امکان دیر رسیدن وجود داشته، اما در نهایت تاخیری اتفاق نیفتاده است. | Relation to lateness: “In time” means there was a risk of being late, but it didn’t happen. |
مثال در مکالمه: “اتوبوس طبق برنامهریزی، سر وقت رسید.” | Example in conversation: “The bus arrived on time as scheduled.” |
مثال در مکالمه: “ما دقیقاً بهموقع رسیدیم و آتشبازی را از دست ندادیم.” | Example in conversation: “We arrived just in time to see the fireworks.” |
اصطلاح “Time flies” و مفهوم آن
Meaning of “Time Flies”
“Time flies” is an English idiom that means “time passes very quickly.” It is used to express the feeling that time is moving faster than expected, especially when someone is enjoying an experience or is deeply engaged in work or life.
معنای “Time Flies”
اصطلاح “Time flies” در زبان انگلیسی به معنای “زمان بهسرعت میگذرد” است. این عبارت برای بیان احساسی استفاده میشود که زمان سریعتر از حد انتظار میگذرد، بهویژه زمانی که فرد از یک تجربه لذت میبرد یا در کار و زندگی غرق شده است.
Common Usage of “Time Flies”
This phrase is often used when someone realizes that days, months, or even years have passed quickly without noticing. For example, if someone meets an old friend after ten years, they might say:
“I can’t believe it’s been ten years since we last met! Time flies!”
کاربرد رایج “Time Flies”
این اصطلاح معمولاً زمانی استفاده میشود که فرد متوجه میشود روزها، ماهها یا حتی سالها بهسرعت سپری شدهاند، بدون اینکه احساس کند چقدر زمان گذشته است. برای مثال، اگر فردی بعد از ده سال یکی از دوستان قدیمیاش را ملاقات کند، ممکن است بگوید:
“باورم نمیشود که ده سال از آخرین باری که همدیگر را دیدیم، گذشته است! زمان چقدر زود میگذرد!”
A Reminder to Make the Most of Time
The phrase serves as a reminder that time is always moving forward, encouraging people to make the most of their moments and not take time for granted.
استفاده از “Against the clock” در زبان انگلیسی
Meaning of “Against the Clock”
“Against the clock” is an English idiom that means “under time pressure” or “racing against time.” It is used when someone must complete a task within a strict time limit.
معنای “Against the Clock”
اصطلاح “Against the clock” در زبان انگلیسی به معنای “تحت فشار زمانی” یا “در حال رقابت با زمان” است. این عبارت زمانی استفاده میشود که فرد مجبور باشد کاری را در یک بازه زمانی محدود انجام دهد.
Common Usage of “Against the Clock”
This phrase is often used in situations where there is very little time left to complete a task, requiring speed and efficiency. For example, if a team is working on a project with only a few hours left before the deadline, they might say:
“We are working against the clock to finish the project on time.”
کاربرد رایج “Against the Clock”
این اصطلاح معمولاً زمانی استفاده میشود که زمان کمی برای تکمیل یک وظیفه باقی مانده باشد و فرد یا گروه باید با سرعت و کارایی بالا عمل کنند. برای مثال، اگر تیمی در حال آمادهسازی یک پروژه باشد و فقط چند ساعت تا موعد تحویل باقی مانده باشد، ممکن است بگوید:
“ما تحت فشار زمانی کار میکنیم تا پروژه را سر وقت به پایان برسانیم.”
A Symbol of Time Pressure and Urgency
The phrase highlights a challenge where time acts as a constraint, forcing individuals or teams to work as efficiently as possible.
نمادی از فشار زمانی و فوریت
این اصطلاح نشاندهنده چالشی است که در آن زمان بهعنوان یک محدودیت عمل میکند و فرد یا گروه باید برای رسیدن به هدف خود با آن مبارزه کند.
معنی “Call it a day” و موارد استفاده آن
English | فارسی |
Meaning of “Call it a Day” | معنای “Call it a Day” |
“Call it a day” means to stop working or end an activity for the day, usually after accomplishing a significant amount of work. | اصطلاح “Call it a day” به معنای “کار را برای امروز تمام کردن” یا “دست از کار کشیدن” است. این عبارت زمانی استفاده میشود که فرد تصمیم میگیرد فعالیتی را متوقف کند و استراحت کند، معمولاً پس از انجام مقدار قابلتوجهی از کار. |
Common Usage of “Call it a Day” | کاربرد رایج “Call it a Day” |
This phrase is commonly used in workplaces or when completing personal or group projects. | این عبارت اغلب در محیطهای کاری یا هنگام انجام پروژههای فردی و گروهی به کار میرود. |
Example: “We’ve done enough for today, let’s call it a day.” | مثال: “برای امروز کافی است، بیایید کار را تمام کنیم.” |
Informal Uses of “Call it a Day” | کاربردهای غیررسمی “Call it a Day” |
The phrase can also be used in informal situations, such as sports or learning a new skill. | این اصطلاح همچنین میتواند در موقعیتهای غیررسمی، مانند هنگام ورزش یا یادگیری مهارتی جدید، استفاده شود. |
Example: “I think I’ll call it a day and continue tomorrow.” | مثال: “فکر میکنم برای امروز کافی باشد، فردا ادامه میدهم.” |
اصطلاح “A stitch in time saves nine” چیست؟
English | فارسی |
Meaning of “A Stitch in Time Saves Nine” | معنای “A Stitch in Time Saves Nine” |
“A stitch in time saves nine” means that taking early action to fix a small problem can prevent bigger issues in the future. | اصطلاح “A stitch in time saves nine” به معنای “یک بخیه بهموقع از نه بخیه بعدی جلوگیری میکند” است و بیانگر اهمیت رسیدگی به مشکلات در مراحل اولیه است. |
Explanation | توضیح |
This phrase suggests that if a small problem is fixed promptly, it prevents more significant trouble later on. | این عبارت اشاره دارد به اینکه اگر یک مشکل کوچک در زمان مناسب حل شود، از گسترش آن و ایجاد مشکلات بزرگتر در آینده جلوگیری خواهد شد. |
Example Situation | نمونه کاربرد |
If someone notices a small crack in a wall and repairs it immediately, they avoid bigger damages and costly repairs later. | اگر فردی ترک کوچکی را در دیوار خانه ببیند و فوراً آن را تعمیر کند، از خسارتهای گستردهتر و هزینههای بالاتر در آینده پیشگیری کرده است. |
Usage in Daily Conversations | کاربرد در مکالمات روزمره |
This phrase is used to advise someone to act quickly to avoid bigger problems. | این اصطلاح معمولاً برای توصیه به دیگران در مورد اقدام سریع و جلوگیری از مشکلات بزرگتر به کار میرود. |
Example Sentence | مثال جملهای |
“You should fix it now. A stitch in time saves nine.” | “باید همین حالا آن را درست کنی، چون رسیدگی بهموقع از مشکلات بزرگتر جلوگیری میکند.” |
Importance in Time Management | اهمیت در مدیریت زمان |
This saying emphasizes foresight and proactive decision-making to prevent future crises. | این اصطلاح یکی از آموزههای مهم در مدیریت زمان و تصمیمگیری آگاهانه است که به افراد کمک میکند با آیندهنگری از بحرانها پیشگیری کنند. |
کاربرد “Around the clock” در زبان انگلیسی
- Meaning of “Around the Clock”
“Around the clock” means continuously or 24/7, without stopping.
معنای “Around the Clock”
اصطلاح “Around the clock” به معنای “بیوقفه” یا “شبانهروزی” است و زمانی به کار میرود که فعالیتی بهصورت مداوم و بدون توقف انجام شود.
- Common Usage of “Around the Clock”
This phrase is often used in situations where continuous effort is required, such as hospitals, emergency operations, or time-sensitive projects.
کاربرد رایج “Around the Clock”
این عبارت معمولاً در موقعیتهایی استفاده میشود که کاری نیاز به تداوم و اجرای پیوسته دارد، مانند کار بیمارستانها، عملیات امدادی یا پروژههای حساس که نیاز به تلاش شبانهروزی دارند.
- Example in Work Situations
“The team has been working around the clock to complete the project on time.”
مثال در محیط کاری
“تیم بهصورت شبانهروزی در حال کار است تا پروژه را سر وقت تمام کند.”
- Example in 24/7 Services
“This pharmacy is open around the clock.”
مثال در خدمات ۲۴ ساعته
“این داروخانه بهصورت شبانهروزی باز است.”
معنی “Behind the times” و استفاده آن
English | فارسی |
Meaning of “Behind the Times” | معنای “Behind the Times” |
“Behind the times” means outdated or not keeping up with modern trends, technology, or ideas. | اصطلاح “Behind the times” به معنای “عقبمانده از زمان” یا “منسوخشده” است و برای توصیف فرد، ایده یا چیزی به کار میرود که بهروز نیست و همچنان بر اصول یا روشهای قدیمی تکیه دارد. |
Common Usage of “Behind the Times” | کاربرد رایج “Behind the Times” |
This phrase is often used to describe people, businesses, or ideas that have not adapted to new advancements. | این عبارت معمولاً زمانی استفاده میشود که فردی از تغییرات جدید، فناوریهای نوین یا روندهای معاصر بیاطلاع باشد و همچنان از شیوههای سنتی استفاده کند. |
Example in Personal Context | مثال در مورد افراد |
“He is a bit behind the times.” | “او کمی از زمان عقب است.” |
Example in Business Context | مثال در مورد کسبوکارها |
“Their company is behind the times because they don’t use digital marketing.” | “شرکت آنها از زمان عقب است، چون از بازاریابی دیجیتال استفاده نمیکند.” |
نتیجه گیری
یادگیری اصطلاحات زمانی در زبان انگلیسی، مهارتهای ارتباطی را تقویت کرده و مکالمات را طبیعیتر میسازد. تفاوتهایی مانند “On time” و “In time” نشاندهنده اهمیت انتخاب صحیح واژگان است. همچنین، اصطلاحاتی مثل “A stitch in time saves nine” نقش زمان را در درک فرهنگی زبان نشان میدهند. برای تسلط بر این عبارات و ارتقای مهارتهای زبانی، آموزشگاه زبان هیربد مهر با دورههای تخصصی، بهترین مسیر یادگیری را ارائه میدهد.