مقدمه
در این مقاله، به بررسی و تحلیل مفاهیم کلیدی در دنیای ادبیات انگلیسی پرداختهایم و واژگان مربوط به کتاب و ادبیات (Literature Vocabulary) را از جنبههای مختلف بررسی کردهایم. آموزشگاه زبان هیربدمهر با ارائه دورههای تخصصی زبان و ادبیات انگلیسی، به شما کمک میکند تا دیدگاه وسیعتری نسبت به متون ادبی پیدا کنید. از تحلیلهای عمیق در مورد استعارهها و نمادها گرفته تا روشهای نقد و بررسی آثار ادبی، این مقاله به شما ابزارهای لازم برای درک بهتر و تحلیل دقیقتر متون انگلیسی را ارائه میدهد.
با یادگیری تکنیکهای نویسندگی و نقد ادبی، مهارتهای زبانی خود را ارتقا دهید و به درک عمیقتری از آثار برجسته ادبی برسید. اگر به دنیای ادبیات علاقهمند هستید و میخواهید دانش خود را در این زمینه گسترش دهید، آموزشگاه زبان هیربدمهر با روشهای نوین آموزشی، بهترین مسیر را برای شما هموار کرده است.
واژگان کلیدی در ادبیات انگلیسی تعاریف و کاربردها
واژگان کلیدی در ادبیات انگلیسی نقش مهمی در درک عمیقتر متون و تجزیه و تحلیل ساختارهای زبانی دارند. این واژگان شامل اصطلاحاتی مانند metaphor (استعاره)، symbolism (نمادگرایی) و allegory (تمثیل) هستند که در متون ادبی برای بیان معانی عمیقتر و مفاهیم پنهان استفاده میشوند. برای مثال، metaphor در شعر و نثر به نویسندگان کمک میکند تا با مقایسههای غیرمستقیم، احساسات و ایدههای پیچیده را به شکلی هنری منتقل کنند.
Symbolism در ادبیات نیز روشی برای نمایش مفاهیم انتزاعی از طریق اشیا یا شخصیتها است، مانند استفاده از رنگ سیاه برای نشان دادن مرگ یا غم. همچنین، allegory نوعی داستان یا روایت است که مفهومی عمیقتر از معنای سطحی خود دارد، مانند Animal Farm از جورج اورول که به طور نمادین مسائل سیاسی را به تصویر میکشد. تسلط بر این واژگان و درک کاربرد آنها به زبانآموزان و علاقهمندان به ادبیات کمک میکند تا متون را بهتر تحلیل کنند و دیدگاههای نویسندگان را دقیقتر درک نمایند.
اصطلاحات تخصصی ادبیات راهنمای جامع برای فارسیزبانان
شناخت اصطلاحات تخصصی در ادبیات انگلیسی به فارسیزبانان کمک میکند تا متون ادبی را بهتر درک کرده و تحلیلهای عمیقتری ارائه دهند. مفاهیمی مانند “metaphor” (استعاره)، “personification” (شخصیتبخشی) و “allusion” (اشاره غیرمستقیم) در بسیاری از آثار ادبی دیده میشوند و یادگیری آنها برای فهم سبک نویسندگان ضروری است. تسلط بر این اصطلاحات باعث میشود که زبانآموزان هنگام خواندن و تحلیل داستانها، شعرها و نمایشنامهها، بتوانند مفاهیم پنهان و زیباییهای متن را بهتر درک کنند.
Metaphor
The classroom was a jungle, with students running wild everywhere.
کلاس درس مانند یک جنگل بود، جایی که دانشآموزان در همهجا آزادانه میدویدند.
(در این جمله، کلاس درس به جنگل تشبیه شده است تا هرجومرج آن را نشان دهد.)
Personification
The wind whispered through the trees, telling secrets of the night.
باد میان درختان نجوا میکرد و رازهای شب را بازگو مینمود.
(در این جمله، به باد ویژگی انسانی “نجوا کردن” داده شده است.)
Allusion
He had the strength of Hercules when he lifted the heavy box.
وقتی جعبه سنگین را بلند کرد، قدرتی مانند هرکول داشت.
(در این جمله، اشارهای غیرمستقیم به شخصیت اسطورهای هرکول برای نشان دادن قدرت زیاد فرد شده است.)
آشنایی با واژگان ادبی از استعاره تا کنایه
آشنایی با واژگان ادبی در زبان انگلیسی به درک بهتر مفاهیم پنهان در متون ادبی کمک میکند. ابزارهای ادبی مانند استعاره (Metaphor)، کنایه (Irony) و تشبیه (Simile) نقش مهمی در برجسته کردن معانی و ایجاد تصاویر ذهنی دارند. این اصطلاحات به نویسندگان امکان میدهند تا مفاهیم را به شیوهای خلاقانهتر بیان کنند و خوانندگان را به تفکر وادارند. در جدول زیر، برخی از این واژگان ادبی همراه با توضیح و مثال آورده شده است.
اصطلاح ادبی | توضیح | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی مثال |
Metaphor (استعاره) | استفاده از یک کلمه یا عبارت برای اشاره به چیزی بدون استفاده از “like” یا “as”. | Time is a thief. | زمان یک دزد است. (یعنی زمان بدون اینکه متوجه شویم، میگذرد.) |
Simile (تشبیه) | مقایسه بین دو چیز با استفاده از “like” یا “as”. | She was as brave as a lion. | او شجاع مانند یک شیر بود. |
Irony (کنایه) | بیان چیزی که معنای واقعی آن برعکس چیزی است که گفته میشود. | “Oh, great! Another traffic jam!” | “اوه، عالی شد! باز هم ترافیک!” (این جمله در حالی که فرد از ترافیک ناراحت است، بهصورت کنایهآمیز بیان شده است.) |
آشنایی با این واژگان و درک نحوه استفاده از آنها میتواند مهارت خواندن و نوشتن را در متون ادبی تقویت کند.
فرهنگ لغات ادبیات انگلیسی ترجمه و توضیحات
آشنایی با اصطلاحات ادبی به زبان انگلیسی به درک متون و تحلیل آثار کمک زیادی میکند. اصطلاحاتی مانند Metaphor (استعاره)، Allegory (تمثیل) و Epic (حماسه) از مفاهیم مهم در نقد ادبی هستند. در این مکالمه، دو دوست درباره این اصطلاحات صحبت میکنند.
Daniel: Hey Sophie, can you remind me what a metaphor is?
دنیل: هی سوفی، میتونی بهم یادآوری کنی استعاره یعنی چی؟
Sophie: Sure! A metaphor is when you compare two things without using “like” or “as.” For example, “Time is a thief” means time takes things away like a thief.
سوفی: البته! استعاره یعنی مقایسهی دو چیز بدون استفاده از “مثل” یا “همانند.” مثلاً، “زمان یک دزد است” یعنی زمان فرصتها رو مثل یه دزد میدزده.
Daniel: Got it! What about allegory?
دنیل: فهمیدم! تمثیل چیه؟
Sophie: An allegory is a whole story with a hidden meaning. For example, “Animal Farm” is an allegory about politics.
سوفی: تمثیل یه داستانه که یه معنی پنهان داره. مثلاً، “قلعه حیوانات” یه تمثیل درباره سیاسته.
Daniel: That makes sense! And an epic?
دنیل: منطقیه! حماسه چیه؟
Sophie: An epic is a long story about heroic adventures, like “The Odyssey.”
سوفی: حماسه یه داستان طولانی درباره ماجراجوییهای قهرمانانه است، مثل “اودیسه.”
Daniel: Thanks! Now I get it.
دنیل: ممنون! حالا فهمیدم.
واژهنامه تخصصی ادبیات اصطلاحات پرکاربرد و معانی آنها
واژهنامه تخصصی ادبیات: اصطلاحات پرکاربرد و معانی آنها
آشنایی با اصطلاحات تخصصی ادبیات به درک عمیقتر متون ادبی و تحلیل آنها کمک میکند. این اصطلاحات نهتنها در نقد ادبی کاربرد دارند، بلکه برای نویسندگان و زبانآموزان نیز ضروریاند. مفاهیمی مانند «شخصیتپردازی»، «زاویه دید» و «درونمایه» از جمله اصطلاحاتی هستند که در اکثر آثار ادبی به کار میروند. یادگیری این مفاهیم باعث میشود که خواننده بتواند پیامهای پنهان در داستانها و اشعار را بهتر درک کند و نقدهای ادبی قویتری بنویسد.
Characterization (شخصیتپردازی)
Shakespeare’s characterization of Macbeth shows his transformation from a nobleman to a ruthless king.
شخصیتپردازی مکبث توسط شکسپیر، او را از یک نجیبزاده به پادشاهی بیرحم تبدیل میکند.
Point of View (زاویه دید)
The third-person omniscient point of view in War and Peace allows insight into multiple characters’ thoughts.
زاویه دید دانای کل در جنگ و صلح به خواننده امکان درک افکار شخصیتهای مختلف را میدهد.
Theme (درونمایه)
One key theme in ۱۹۸۴ is the dangers of totalitarianism.
یکی از درونمایههای اصلی ۱۹۸۴، خطرات حکومتهای تمامیتخواه است.
بررسی واژگان ادبی تعاریف و مثالها
شناخت واژگان ادبی به درک بهتر متون ادبی و تحلیل دقیقتر آنها کمک میکند. این کلمات علاوه بر معنای لغوی، بار استعاری و نمادین نیز دارند که در تفسیر آثار ادبی نقش مهمی ایفا میکنند. در جدول زیر، برخی از واژگان ادبی رایج همراه با تعریف و مثال ارائه شدهاند.
واژه ادبی (انگلیسی) | ترجمه فارسی | تعریف | مثال در جمله |
Twilight | شفق | نور ضعیف قبل از طلوع یا بعد از غروب آفتاب، اغلب نمادی از پایان یا گذر زمان | The poet described the twilight as a symbol of lost dreams. (شاعر شفق را نمادی از رویاهای از دست رفته توصیف کرد.) |
Ocean | اقیانوس | فراتر از معنای جغرافیایی، میتواند نمادی از عمق احساسات یا بیکرانگی باشد | His love for her was as deep as the ocean. (عشق او به او به عمق اقیانوس بود.) |
Shadow | سایه | میتواند استعارهای از اسرار، ناشناختهها یا جنبههای پنهان شخصیت باشد | The shadow of doubt lingered in his mind. (سایهای از شک در ذهن او باقی ماند.) |
این جدول نشان میدهد که واژگان ادبی علاوه بر معنای لغوی، چگونه میتوانند در متون مختلف، بار نمادین و استعاری داشته باشند.
اصطلاحات ادبیات انگلیسی راهنمایی برای دانشجویان فارسیزبان
آشنایی با اصطلاحات ادبی به دانشجویان فارسیزبان کمک میکند تا متون انگلیسی را با دقت بیشتری تحلیل کرده و از دیدگاههای نقد ادبی بهره ببرند. در جدول زیر، برخی از اصطلاحات پرکاربرد ادبی همراه با تعریف و مثال ارائه شده است:
اصطلاح انگلیسی | ترجمه فارسی | تعریف | مثال در جمله |
Metaphor | استعاره | مقایسه غیرمستقیم بین دو چیز بدون استفاده از “like” یا “as” | Time is a thief. (زمان یک دزد است.) |
Irony | کنایه | بیان چیزی که معنای مخالف آن مورد نظر است | It’s ironic that the fire station burned down. (عجیب است که ایستگاه آتشنشانی آتش گرفت.) |
Allegory | تمثیل | داستان یا شعری که معنای عمیقتر و نمادین دارد | Animal Farm is an allegory for political corruption. (قلعه حیوانات یک تمثیل از فساد سیاسی است.) |
Symbolism | نمادگرایی | استفاده از اشیا، رنگها یا کاراکترها برای نشان دادن مفاهیم انتزاعی | The white dove symbolizes peace. (کبوتر سفید نماد صلح است.) |
Point of View | زاویه دید | دیدگاهی که نویسنده برای روایت داستان انتخاب میکند | The novel is written from a first-person point of view. (این رمان از زاویه دید اولشخص نوشته شده است.) |
Characterization | شخصیتپردازی | فرآیند معرفی و توسعه شخصیتهای داستان | The author’s characterization makes the protagonist very relatable. (شخصیتپردازی نویسنده باعث میشود شخصیت اصلی قابل درک باشد.) |
این اصطلاحات به دانشجویان کمک میکند تا متون ادبی را بهتر درک کرده و در تحلیلهای خود از آنها بهره بگیرند.
واژگان کلیدی در تحلیل ادبی مفاهیم و کاربردها
درک واژگان کلیدی در تحلیل ادبی به دانشجویان و منتقدان کمک میکند تا آثار ادبی را عمیقتر بررسی کرده و دیدگاههای خود را شفافتر بیان کنند. در ادامه، برخی از این اصطلاحات همراه با کاربرد آنها ارائه شده است:
Content (محتوا)
Content refers to the themes, ideas, and main messages of a literary work.
محتوا به موضوعات، ایدهها و پیامهای اصلی یک اثر ادبی اشاره دارد.
Structure (ساختار)
Structure refers to the organization of different elements in a story, poem, or play.
ساختار به نحوه سازماندهی اجزای مختلف داستان، شعر یا نمایشنامه گفته میشود.
Style (سبک)
Style refers to the writer’s unique way of using language and literary techniques to convey meaning.
سبک به شیوه خاص نویسنده در استفاده از زبان و تکنیکهای ادبی برای بیان مفاهیم اشاره دارد.
آشنایی با اصطلاحات ادبی: از تمثیل تا نماد
درک اصطلاحات ادبی مانند تمثیل، استعاره و نماد به دانشجویان و زبانآموزان کمک میکند تا آثار ادبی را عمیقتر تحلیل کنند. جدول زیر این مفاهیم را همراه با توضیحات و مثال ارائه میدهد:
اصطلاح | توضیح | مثال به انگلیسی | ترجمه مثال |
Allegory (تمثیل) | داستان یا روایت نمادین که مفاهیم انتزاعی را بیان میکند. | Animal Farm by George Orwell is an allegory for political systems. | قلعه حیوانات نوشته جورج اورول یک تمثیل از سیستمهای سیاسی است. |
Metaphor (استعاره) | مقایسه غیرمستقیم بین دو چیز بدون استفاده از واژههای “like” یا “as”. | Time is a river, flowing endlessly. | زمان یک رودخانه است که بیپایان جریان دارد. |
Symbol (نماد) | یک شیء، شخصیت یا مفهوم که معنایی فراتر از ظاهر خود دارد. | A dove often symbolizes peace in literature. | کبوتر در ادبیات اغلب نماد صلح است. |
آشنایی با این مفاهیم، درک متون ادبی را آسانتر کرده و مهارت تحلیل ادبی را تقویت میکند.
فرهنگ اصطلاحات ادبیات انگلیسی: ترجمه و تفسیر
در این مکالمه، دو دانشجو درباره اصطلاحات ادبی و معانی آنها گفتگو میکنند. این مکالمه نشان میدهد که چگونه میتوان اصطلاحات تخصصی ادبی را در بحثهای آکادمیک به کار برد.
James: Hey Anna, I was reading a literary critique, and I came across the term “Magical Realism.” Do you know what it means?
جیمز: هی آنا، داشتم یک نقد ادبی میخواندم و به اصطلاح «رئالیسم جادویی» برخورد کردم. میدانی یعنی چه؟
Anna: Yes! Magical Realism is a literary genre where magical elements appear in a realistic setting. For example, in Gabriel García Márquez’s novel One Hundred Years of Solitude, supernatural events occur in an otherwise ordinary world.
آنا: بله! رئالیسم جادویی یک سبک ادبی است که در آن عناصر جادویی در محیطی واقعی ظاهر میشوند. برای مثال، در رمان صد سال تنهایی نوشته گابریل گارسیا مارکز، اتفاقات ماورایی در دنیایی کاملاً معمولی رخ میدهند.
James: That’s interesting! I also saw the term “Stream of Consciousness.” How does it work?
جیمز: جالب است! همچنین به اصطلاح «جریان سیال ذهن» برخورد کردم. چطور کار میکند؟
Anna: Stream of Consciousness is a narrative technique that presents a character’s thoughts and feelings in a continuous flow. A great example is James Joyce’s Ulysses, where the reader gets direct access to the protagonist’s mind.
آنا: جریان سیال ذهن یک تکنیک روایی است که افکار و احساسات شخصیت را بهصورت پیوسته نمایش میدهد. یک نمونه عالی از این تکنیک، رمان اولیس جیمز جویس است که در آن خواننده مستقیماً به ذهن شخصیت اصلی دسترسی پیدا میکند.
James: That makes sense! Understanding these terms really helps with literary analysis.
جیمز: منطقی است! درک این اصطلاحات واقعاً به تحلیل ادبی کمک میکند.
واژهنامه تخصصی ادبیات: اصطلاحات مهم و معانی آنها
شناخت اصطلاحات ادبی به زبانآموزان کمک میکند تا متون را عمیقتر درک کرده و تحلیل دقیقتری ارائه دهند. واژگانی مانند آیرونی (Irony)، شخصیتپردازی (Characterization) و تمثیل (Allegory) از جمله مفاهیم کلیدی در نقد ادبی هستند. این اصطلاحات در داستانها، نمایشنامهها و اشعار نقش مهمی دارند و درک آنها به خوانندگان کمک میکند تا پیامهای پنهان و نمادین را بهتر بفهمند. در ادامه، سه مثال برای این اصطلاحات آورده شده است.
The fire station burned down while the firefighters were out on a call.
ایستگاه آتشنشانی در حالی که آتشنشانان در حال انجام ماموریت بودند، دچار آتشسوزی شد.
She was known for her generosity, yet she never donated a single cent to charity.
او به خاطر سخاوتش معروف بود، اما هرگز حتی یک سکه هم به خیریه اهدا نکرد.
Animal Farm is an allegory for totalitarian regimes and the corruption of power.
حیوانات» تمثیلی از حکومتهای تمامیتخواه و فساد قدرت است.
بررسی واژگان ادبی: تعاریف و نمونهها
واژگان ادبی ابزارهای مهمی برای بیان احساسات، مفاهیم و تصاویر ذهنی در متون ادبی هستند. این واژگان میتوانند معنای فراتر از تعریف لغوی خود داشته باشند و به انتقال پیامهای پنهان نویسنده کمک کنند. برای مثال، استعاره و نمادگرایی از تکنیکهایی هستند که باعث غنیتر شدن زبان ادبی میشوند و به خواننده امکان میدهند تا با لایههای عمیقتری از متن ارتباط برقرار کند. درک این اصطلاحات به زبانآموزان کمک میکند تا تحلیلهای دقیقتری از متون ارائه دهند و مهارتهای نوشتاری خود را بهبود بخشند.
اصطلاح ادبی | تعریف | مثال |
Metaphor (استعاره) | مقایسهای غیرمستقیم که یک چیز را به چیز دیگری تشبیه میکند بدون استفاده از کلمات “مثل” یا “مانند”. | Time is a thief. (زمان یک دزد است.) |
Irony (کنایه) | تفاوت بین آنچه گفته میشود و آنچه واقعاً اتفاق میافتد، معمولاً برای ایجاد طنز یا تأکید. | The fire station burned down. (ایستگاه آتشنشانی در آتش سوخت.) |
Symbolism (نمادگرایی) | استفاده از اشیا، شخصیتها یا رویدادها برای نمایش یک مفهوم یا ایدهی عمیقتر. | A dove represents peace. (کبوتر نماد صلح است.) |
این جدول به زبانآموزان کمک میکند تا اصطلاحات ادبی را بهتر درک کنند و در تحلیل متون ادبی از آنها استفاده کنند.
اصطلاحات ادبیات انگلیسی: راهنمایی برای دانشجویان فارسیزبان
آشنایی با اصطلاحات ادبی به دانشجویان کمک میکند تا متون ادبی را بهتر تحلیل کنند و درک عمیقتری از مفاهیم پنهان آنها داشته باشند. استفاده از این اصطلاحات در نقد ادبی، بررسی داستانها و حتی نوشتن مقالات دانشگاهی ضروری است. در ادامه، چند نمونه از این اصطلاحات همراه با مثال ارائه شده است.
Characterization (شخصیتپردازی) – فرآیند توصیف و توسعه شخصیتهای یک داستان.
The author’s characterization of the protagonist makes him feel like a real person.
نویسنده با شخصیتپردازی قهرمان داستان، او را مانند یک فرد واقعی جلوه داده است.
Irony (آیرونی یا کنایه) – تضاد میان آنچه که انتظار میرود و آنچه که واقعاً اتفاق میافتد.
It was ironic that the fire station burned down.
کنایهآمیز بود که ایستگاه آتشنشانی در آتش سوخت.
Symbolism (نمادگرایی) – استفاده از اشیا یا عناصر داستانی برای نمایش مفاهیم عمیقتر.
In literature, a dove often symbolizes peace.
در ادبیات، کبوتر اغلب نماد صلح است.
واژگان کلیدی در نقد ادبی: مفاهیم و کاربردها
در جدول زیر، برخی از اصطلاحات مهم در نقد ادبی همراه با تعریف و مثال ارائه شده است تا درک بهتری از مفاهیم کلیدی این حوزه فراهم شود.
اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال در جمله |
Theme | تم (درونمایه)، موضوع اصلی یک اثر ادبی | The theme of the novel revolves around the struggle for freedom. (درونمایه این رمان حول محور مبارزه برای آزادی میچرخد.) |
Style | سبک، شیوه نگارش نویسنده برای انتقال مفاهیم | The author’s style is characterized by long descriptive passages. (سبک نویسنده با توصیفات طولانی شناخته میشود.) |
Point of View | زاویه دید، دیدگاهی که داستان از آن روایت میشود | The novel is written from a first-person point of view. (این رمان از زاویه دید اولشخص نوشته شده است.) |
Symbolism | نمادگرایی، استفاده از اشیا یا مفاهیم برای بیان معانی عمیقتر | The white dove in the poem symbolizes peace and purity. (کبوتر سفید در این شعر نماد صلح و پاکی است.) |
Irony | آیرونی (کنایه)، تضاد بین انتظار و واقعیت | It was ironic that the lifeguard was afraid of water. (کنایهآمیز بود که نجاتغریق از آب میترسید.) |
این واژگان نهتنها در تحلیلهای آکادمیک کاربرد دارند، بلکه به خوانندگان کمک میکنند تا آثار ادبی را با درک و عمق بیشتری بررسی کنند.
آشنایی با اصطلاحات ادبی: از طنز تا هجو
آشنایی با اصطلاحات ادبی مانند Satire (طنز) و Sarcasm (هجو) در درک بهتر متون ادبی نقش مهمی ایفا میکند. Satire نوعی نوشتار انتقادی است که با استفاده از humor (شوخطبعی) و exaggeration (اغراق)، به نمایش ضعفهای اجتماعی یا فرهنگی میپردازد. برای مثال، در بسیاری از literary works (آثار ادبی) طنزآمیز، سیاستمداران یا رفتارهای اجتماعی به شیوهای خندهدار اما انتقادی به تصویر کشیده میشوند. از سوی دیگر، Sarcasm بیشتر به زبان تند و گزنده
برای تحقیر یا مسخره کردن یک فرد، گروه یا ایده استفاده میشود. به عنوان نمونه، اگر شخصی بگوید: “Oh, great! Another meeting that could have been an email!” (آه، عالی شد! یک جلسه دیگر که میتوانست فقط یک ایمیل باشد!)، این جمله از sarcasm استفاده کرده است. در حالی که satire سعی در اصلاح یا تغییر یک موضوع دارد، sarcasm بیشتر جنبه تحقیر و تمسخر را در خود دارد. تسلط بر این اصطلاحات به زبانآموزان کمک میکند تا بتوانند literary texts (متون ادبی) و حتی daily conversations (مکالمات روزمره) را بهتر درک کرده و معانی پنهان آنها را کشف کنند.
نتیجه گیری
در نتیجه، آشنایی با واژگان و اصطلاحات ادبیات انگلیسی نه تنها درک بهتر متون را ممکن میسازد، بلکه به زبانآموزان این امکان را میدهد که به طور عمیقتری به تحلیل و نقد آثار ادبی بپردازند. آموزشگاه زبان هیربدمهر با ارائه دورههای تخصصی، مسیر یادگیری این اصطلاحات را برای علاقهمندان هموار کرده و فرصتی ایدهآل برای تقویت مهارتهای زبانی و تحلیلی فراهم میآورد. این مقاله به بررسی مفاهیم کلیدی و تکنیکهای ادبی پرداخته و اهمیت شناخت و کاربرد این واژگان را در فرآیند یادگیری زبان و درک بهتر ادبیات برجسته کرده است.
با بهرهگیری از منابع معتبر و آموزشهای هدفمند، زبانآموزان قادر خواهند بود تا مهارتهای نوشتاری و تحلیلی خود را تقویت کرده و در دنیای پیچیده و غنی ادبیات انگلیسی به تسلط بیشتری دست یابند. اگر به دنبال ارتقای تواناییهای زبانی و درک بهتر متون ادبی هستید، آموزشگاه زبان هیربدمهر بهترین انتخاب برای شما خواهد بود.