واژگان مرتبط با احساسات(Emotions and Feelings Vocabulary)

مقدمه توانایی بیان احساسات در زبان انگلیسی یکی از مهارت‌های مهم برای برقراری ارتباط مؤثر است. بسیاری از زبان‌آموزان تنها از کلماتی مانند خوشحال، ناراحت یا عصبانی استفاده می‌کنند، در حالی که انگلیسی واژگان متنوع‌تری برای توصیف دقیق احساسات دارد. در این مقاله، واژگان مرتبط با احساسات، تفاوت بین احساس و هیجان، افعال عبارتی و […]

فهرست محتوا

جدیدترین مقالات

مقدمه

توانایی بیان احساسات در زبان انگلیسی یکی از مهارت‌های مهم برای برقراری ارتباط مؤثر است. بسیاری از زبان‌آموزان تنها از کلماتی مانند خوشحال، ناراحت یا عصبانی استفاده می‌کنند، در حالی که انگلیسی واژگان متنوع‌تری برای توصیف دقیق احساسات دارد.

در این مقاله، واژگان مرتبط با احساسات، تفاوت بین احساس و هیجان، افعال عبارتی و اصطلاحات پرکاربرد را بررسی خواهیم کرد. همچنین به تأثیر لحن و زبان بدن در انتقال احساسات می‌پردازیم و اشتباهات رایج فارسی‌زبانان در این زمینه را تحلیل می‌کنیم.

آموزشگاه زبان هیربدمهر با دوره‌های تخصصی خود به شما کمک می‌کند تا این واژگان را به‌طور طبیعی و روان در مکالمات انگلیسی به کار ببرید.

مقدمه‌ای بر واژگان احساسات در زبان انگلیسی

احساسات (Emotions and Feelings) بخش مهمی از ارتباطات روزمره هستند و زبان انگلیسی واژگان متنوعی برای بیان آن‌ها ارائه می‌دهد. از joy (شادی) و excitement (هیجان) گرفته تا anger (خشم) و sadness (غم)، هر کلمه معنا و شدت خاص خود را دارد.

شناخت دقیق این واژگان، مکالمات را طبیعی‌تر و دقیق‌تر می‌کند. برای مثال، frustrated (کلافه) و upset (ناراحت) معانی مشابه اما ظریفی دارند. همچنین، اصطلاحاتی مانند cheer up (سرحال شدن) و blow a fuse (شدیداً عصبانی شدن) در مکالمات غیر رسمی رایج‌اند.

آموزشگاه زبان هیربدمهر با دوره‌های تخصصی خود به شما کمک می‌کند تا این واژگان را به‌طور صحیح و روان در مکالمات انگلیسی خود به کار ببرید.

تفاوت بین ‘Feeling’ و ‘Emotion’ در زبان انگلیسی

ویژگیEmotion (هیجان)Feeling (احساس)متن انگلیسی
تعریفواکنش روانی و فیزیولوژیکی ناخودآگاه به یک محرکتجربه ذهنی و آگاهانه از یک هیجانEmotion is an automatic psychological and physiological response to a stimulus, while feeling is a conscious experience of that emotion.
ماهیتجهانی و بیولوژیکیشخصی و متأثر از تجربیات فردیEmotions are universal and biological, whereas feelings are personal and shaped by experiences.
مثال‌هاشادی (Joy)، ترس (Fear)، خشم (Anger)نگرانی (Worry)، دلهره (Anxiety)، رضایت (Satisfaction)Examples of emotions: Joy, Fear, Anger. Examples of feelings: Worry, Anxiety, Satisfaction.
کنترل‌پذیریمعمولاً ناخودآگاه و غیرقابل‌کنترلتحت تاثیر افکار و باورها، قابل‌کنترل‌ترEmotions are mostly unconscious and uncontrollable, whereas feelings can be influenced by thoughts and beliefs.
مدت‌زمانکوتاه‌مدت و شدیدطولانی‌مدت و پایدارترEmotions are intense and short-lived, while feelings last longer and are more stable.

واژگان مرتبط با احساسات مثبت: شادی، عشق، و رضایت

احساسواژه انگلیسیمعنی فارسیمتن انگلیسی
شادیJoyشادی، سرورShe felt pure joy when she received the good news.
Ecstasyوجد، شور فراوانWinning the championship filled him with ecstasy.
عشقAffectionمحبت، علاقهHe showed great affection towards his family.
Devotionوفاداری، دلبستگیHer devotion to her work was truly inspiring.
رضایتGratitudeقدردانی، سپاسگزاریShe expressed her gratitude for their kindness.
Serenityآرامش، سکونThe view of the ocean gave her a sense of serenity.

واژگان مرتبط با احساسات منفی: غم، خشم، و ترس

۱. Grief – غم، عزا

“She was overwhelmed with grief after losing her father.”

(او پس از از دست دادن پدرش غرق در غم شد.)

۲. Rage – خشم شدید

“His rage was uncontrollable when he heard the bad news.”

(وقتی خبر بد را شنید، خشم او غیرقابل‌کنترل شد.)

۳. Anxiety – اضطراب

“He felt anxiety before his big presentation.”

(قبل از ارائه مهمش احساس اضطراب داشت.)

۴. Panic – هراس، وحشت ناگهانی

“She went into panic when she lost her phone.”

(وقتی تلفنش را گم کرد، دچار وحشت شد.)

اصطلاحات رایج برای بیان احساسات در مکالمات روزمره

۱. On cloud nine – در اوج خوشحالی بودن

“After hearing the good news, she was on cloud nine.”

(بعد از شنیدن خبر خوب، از خوشحالی در پوست خودش نمی‌گنجید.)

۲. Feeling blue – احساس غمگینی داشتن

“He’s been feeling blue since his best friend moved away.”

(او از وقتی که بهترین دوستش از اینجا رفت، احساس غمگینی می‌کند.)

۳. Blow a fuse – از شدت خشم منفجر شدن

“When he saw the mess in the kitchen, he blew a fuse!”

(وقتی آشفتگی آشپزخانه را دید، از شدت عصبانیت منفجر شد!)

۴. Butterflies in my stomach – دلشوره داشتن

“I always get butterflies in my stomach before a big presentation.”

(همیشه قبل از یک ارائه مهم دلشوره می‌گیرم.)

افعال عبارتی (Phrasal Verbs) مرتبط با احساسات در زبان انگلیسی

فعل عبارتی (Phrasal Verb)معنی در انگلیسیمعنی در فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی مثال
Light upTo show happiness on one’s faceچهره کسی از شادی روشن شدنHer face lit up when she saw her best friend.چهره‌اش از شادی روشن شد وقتی بهترین دوستش را دید.
Break downTo lose control of emotions and start cryingاز شدت ناراحتی یا استرس فرو ریختنShe broke down in tears after hearing the bad news.او بعد از شنیدن خبر بد از شدت ناراحتی به گریه افتاد.
Blow upTo suddenly become very angryاز شدت عصبانیت منفجر شدنHe blew up when he found out about the mistake.او وقتی متوجه اشتباه شد، از شدت عصبانیت منفجر شد.
Freak outTo become very anxious or scaredناگهان وحشت‌زده شدنI freaked out when I saw the huge spider.وقتی آن عنکبوت بزرگ را دیدم، وحشت‌زده شدم.

چگونه احساسات خود را به زبان انگلیسی بیان کنیم؟

بیان احساسات به زبان انگلیسی نیازمند استفاده از جملات دقیق، صفات قوی، افعال عبارتی و اصطلاحات رایج است. در اینجا چهار روش موثر برای ابراز احساسات همراه با مثال آورده شده است:

روش بیان احساساتتوضیحمثال انگلیسیترجمه فارسی مثال
جملات ساده و مستقیمبرای بیان احساسات روزمره، می‌توان از ساختارهای ساده‌ای مانند I feel… یا I am… استفاده کرد.I feel happy today.من امروز احساس شادی می‌کنم.
صفات قوی‌تر برای بیان احساساتاستفاده از صفات قوی‌تر مانند thrilled (هیجان‌زده) یا furious (بسیار عصبانی) احساسات را دقیق‌تر بیان می‌کند.She was absolutely thrilled to hear the news.او از شنیدن خبر بسیار هیجان‌زده شد.
افعال عبارتی (Phrasal Verbs)برخی افعال عبارتی مانند cheer up (روحیه گرفتن) و calm down (آرام شدن) به طبیعی‌تر شدن مکالمه کمک می‌کنند.He needs to calm down before talking to them.او باید قبل از صحبت کردن با آن‌ها آرام شود.
اصطلاحات (Idioms)استفاده از اصطلاحات مانند on cloud nine (در اوج خوشحالی بودن) باعث می‌شود مکالمات بومی‌تر به نظر برسند.After winning the competition, he was on cloud nine.بعد از بردن مسابقه، در اوج خوشحالی بود.

عبارات کاربردی برای پرسیدن احساسات دیگران در انگلیسی

What’s been weighing on your mind lately?

اخیراً چه چیزی ذهنت را مشغول کرده است؟

“You seem distracted. What’s been weighing on your mind lately?”

(حواست پرت به نظر می‌رسد. اخیراً چه چیزی ذهنت را درگیر کرده است؟)

Would you like to talk about what’s bothering you?

دوست داری درباره چیزی که آزارت می‌دهد صحبت کنی؟

“You don’t look like yourself today. Would you like to talk about what’s bothering you?”

(امروز شبیه همیشه نیستی. دوست داری درباره چیزی که آزارت می‌دهد صحبت کنی؟)

I can sense that something’s off. Do you want to share?

حس می‌کنم چیزی درست نیست. می‌خواهی درباره‌اش صحبت کنی؟

 “You’ve been quiet all evening. I can sense that something’s off. Do you want to share?”

(تمام شب ساکت بوده‌ای. حس می‌کنم چیزی درست نیست. می‌خواهی درباره‌اش صحبت کنی؟)

You don’t seem like yourself today. Is there anything on your mind?

امروز شبیه خودت به نظر نمی‌رسی. چیزی فکرت را مشغول کرده؟

“You don’t seem like yourself today. Is there anything on your mind?”

(امروز مثل همیشه نیستی. چیزی فکرت را مشغول کرده است؟)

تفاوت‌های فرهنگی در بیان احساسات بین فارسی‌زبانان و انگلیسی‌زبانان

تمرین (Practice)توضیح انگلیسی (English Explanation)توضیح فارسی (Persian Explanation)مثال انگلیسی (English Example)ترجمه فارسی (Persian Translation)
مطالعه متون ادبی و روان‌شناسیReading stories and articles that describe emotionsخواندن داستان‌ها و مقالاتی که احساسات را توصیف می‌کنندShe felt a deep sense of nostalgia while reading her childhood lettersاو هنگام خواندن نامه‌های دوران کودکی‌اش احساس دلتنگی عمیقی داشت
تماشای فیلم و سریالPaying attention to how characters express emotions and repeating key phrasesتوجه به نحوه بیان احساسات توسط شخصیت‌ها و تکرار جملات کلیدیI can’t believe it I’m over the moonباورم نمی‌شود از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجم
نوشتن خاطرات روزانه به انگلیسیDescribing daily emotions to improve vocabulary accuracyتوصیف احساسات روزمره برای افزایش دقت در استفاده از واژگانToday was frustrating Everything went wrong at workامروز اعصاب‌خردکن بود همه‌چیز در محل کار خراب شد
بازی‌های زبانی مانند تداعی واژگان و پانتومیم احساساتConnecting related words for emotions and playing pantomime gamesارتباط دادن کلمات مرتبط با احساسات و انجام بازی‌های پانتومیمExcited Thrilled Overjoyed Ecstaticهیجان‌زده شگفت‌زده بسیار خوشحال سرمست

تمرین‌های کاربردی برای تقویت واژگان احساسات در زبان انگلیسی

تمرین (Practice)توضیح انگلیسی (English Explanation)توضیح فارسی (Persian Explanation)مثال انگلیسی (English Example)ترجمه فارسی (Persian Translation)
مطالعه متون ادبی و روان‌شناسیReading stories and articles that describe emotionsخواندن داستان‌ها و مقالاتی که احساسات را توصیف می‌کنندShe felt a deep sense of nostalgia while reading her childhood lettersاو هنگام خواندن نامه‌های دوران کودکی‌اش احساس دلتنگی عمیقی داشت
تماشای فیلم و سریالPaying attention to how characters express emotions and repeating key phrasesتوجه به نحوه بیان احساسات توسط شخصیت‌ها و تکرار جملات کلیدیI can’t believe it I’m over the moonباورم نمی‌شود از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجم
نوشتن خاطرات روزانه به انگلیسیDescribing daily emotions to improve vocabulary accuracyتوصیف احساسات روزمره برای افزایش دقت در استفاده از واژگانToday was frustrating Everything went wrong at workامروز اعصاب‌خردکن بود همه‌چیز در محل کار خراب شد
بازی‌های زبانی مانند تداعی واژگان و پانتومیم احساساتConnecting related words for emotions and playing pantomime gamesارتباط دادن کلمات مرتبط با احساسات و انجام بازی‌های پانتومیمExcited Thrilled Overjoyed Ecstaticهیجان‌زده شگفت‌زده بسیار خوشحال سرمست

نقش لحن و زبان بدن در بیان احساسات به انگلیسی

۱. “You must be joking.”

(حتماً داری شوخی می‌کنی.)

اگر با لحنی بلند، ابروهای بالا رفته و خنده همراه باشد، نشانه شوخ‌طبعی و ناباوری مثبت است. اما اگر با صدای سرد و چهره‌ای جدی بیان شود، می‌تواند نشان‌دهنده خشم یا ناراحتی باشد.

۲. “I can’t take this anymore.”

(دیگر تحملش را ندارم.)

وقتی با فریاد، مشت‌های گره‌کرده و نفس‌های سنگین گفته شود، نشانه خشم و استیصال است. اما اگر با صدایی آرام و لرزان همراه با نگاه به زمین بیان شود، می‌تواند نشان‌دهنده افسردگی و درماندگی باشد.

۳. “Oh, that’s just brilliant.”

(اوه، واقعاً عالیه!)

اگر با لحنی گرم، لبخند و کف زدن همراه باشد، نشانه تحسین واقعی است. اما اگر با چرخاندن چشم‌ها و لحن طعنه‌آمیز گفته شود، به‌وضوح نشانه کنایه و نارضایتی است.

۴. “I really appreciate it.”

(واقعاً ازت ممنونم.)

وقتی با تماس چشمی مستقیم و صدایی آرام و مطمئن بیان شود، نشان‌دهنده قدردانی واقعی است. اما اگر با لحن سریع و بدون تماس چشمی گفته شود، می‌تواند نشان دهد که فرد تنها از روی اجبار تشکر می‌کند و احساس واقعی ندارد.

چگونه با استفاده از واژگان احساسات، مکالمات انگلیسی خود را طبیعی‌تر کنیم؟

۱. “I’m over the moon about my new job!”

(از شغلم خیلی هیجان‌زده و خوشحالم!)

استفاده از اصطلاح “over the moon” به‌جای “I’m happy” باعث می‌شود احساس شادی به‌طور طبیعی‌تر و تأثیرگذارتر منتقل شود.

۲. “He was absolutely devastated when he lost the competition.”

(او وقتی مسابقه را باخت، کاملاً شکست و ناراحت شد.)

به‌جای گفتن “He was sad”، استفاده از “absolutely devastated” شدت احساس غم و ناامیدی را به‌وضوح نشان می‌دهد.

۳. “She is fuming because someone scratched her car.”

(او از شدت عصبانیت می‌جوشد، چون کسی ماشینش را خط انداخته است.)

به‌جای “She is angry”، استفاده از “fuming” نشان‌دهنده خشم شدید و طبیعی‌تر شدن مکالمه است.

۴. “I’ve been feeling a bit under the weather lately.”

(این اواخر احساس خوبی نداشتم.)

اصطلاح “under the weather” به‌جای “I’m not feeling well”، مکالمه را بومی‌تر و طبیعی‌تر جلوه می‌دهد.

اشتباهات رایج فارسی‌زبانان در استفاده از واژگان احساسات انگلیسی

اشتباه رایجساختار نادرستساختار صحیحتوضیح
استفاده از “have” برای بیان استرسI have stress.I am stressed. / I feel stressed.در انگلیسی، استرس به‌عنوان یک احساس با فعل be یا feel بیان می‌شود، نه have.
استفاده از “very sad” به‌جای واژگان دقیق‌ترI’m very sad.I’m devastated. / I’m heartbroken.برای بیان شدت بالای ناراحتی، واژگان قوی‌تر و طبیعی‌تر مانند devastated استفاده می‌شود.
استفاده نادرست از “I feel bad” برای بیان بیماریI feel bad.I feel sick. / I’m not feeling well.“I feel bad” بیشتر برای احساس پشیمانی یا ناراحتی اخلاقی به کار می‌رود، نه برای بیماری.
ترجمه تحت‌اللفظی “دلم برایت تنگ شده”My heart is tight for you.I miss you.در انگلیسی، احساس دلتنگی با “miss” بیان می‌شود و ترجمه تحت‌اللفظی فارسی طبیعی نیست.

نتیجه گیری

تسلط بر واژگان احساسات در زبان انگلیسی نه‌تنها به بهبود مهارت‌های زبانی کمک می‌کند، بلکه ارتباطات را طبیعی‌تر و عمیق‌تر می‌سازد. در این مقاله، از تفاوت‌های میان Feeling و Emotion گرفته تا اصطلاحات رایج، افعال عبارتی، تاثیر لحن و زبان بدن، و همچنین چالش‌های رایج فارسی‌زبانان را بررسی کردیم. علاوه بر این، منابعی کاربردی برای یادگیری این واژگان معرفی شد تا شما بتوانید مهارت خود را در این زمینه تقویت کنید.

اما یادگیری این مهارت‌ها نیازمند تمرین مستمر و راهنمایی حرفه‌ای است. آموزشگاه زبان هیربدمهر با دوره‌های تخصصی خود به شما کمک می‌کند تا بتوانید احساسات خود را روان، دقیق و طبیعی در مکالمات انگلیسی بیان کنید. با بهره‌گیری از روش‌های آموزشی مدرن و اساتید با تجربه، می‌توانید دایره واژگان خود را گسترش داده و مهارت‌های زبانی خود را به سطحی بالاتر ببرید. اکنون نوبت شماست که این دانش را در تعاملات روزمره خود به کار بگیرید و با اعتمادبه‌نفس بیشتری در دنیای زبان انگلیسی قدم بردارید.

بیشتر بخوانید

مقدمه طبیعت با زیبایی‌ها و شگفتی‌های خود همواره الهام‌بخش زبان و فرهنگ بوده است. از

مقدمه در دنیای تجارت، استفاده از عبارات و اصطلاحات مناسب، کلید موفقیت در ارتباطات حرفه‌ای

مقدمه در این مقاله به بررسی مفاهیم حیاتی و اصطلاحات کلیدی در حوزه‌های مختلف مالی،

سلام زبان‌آموز عزیز

مشاوره و تعیین سطح شما کاملا رایگان است. در اولین فرصت همکاران ما با شما برای تعیین روز و ساعت تعیین سطح تماس می‌گیرند.